الشيخ حسين المظاهري

32

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)

در تاريخ كنيد : « فَسِيرُوا فِي الْأرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذّبِينَ » ( نحل / 36 و آل‌عمران 137 ) ، « قُلْ سِيرُوا فِي الْأرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمينَ » ( نحل / 69 ) يازده مرتبه امر مىكند كه ما سير در تاريخ كنيم ؛ يعنى ما طلبه‌ها آن وقتىكه كار نداريم ، يك ساعت بنشينيم و بينديشيم كه اين ميرزاعلى محمد باب از كجا پيدا شد ؟ اين ابن‌تيميه « 1 » با آن علمش از كجا پيدا شد ؟ آن قاديانى با اين علمش در پاكستان و هندوستان از كجا پيدا شد ؟ اين انديشيدن ، ما را بدان مىرساند كه انگليسها او را به ايران آوردند ، آن ديگرى را به پاكستان ، او را نيز به حجاز . اكنون بايد فكر كنيم ، اينها چرا زيربار انگليسيها رفتند . فكر ما مىرسد به اين‌جا كه اين براى اين علمشان نبود . براى آلودگيشان بود ، براى ماديگرايىشان بود ، براى رياست‌طلبىشان بود ، و براى لجاجت ، خوديت و منيتشان بود . وقتىكه صفت رذيله‌اى بر دل كسى حكمفرما باشد ، دانسته ، به قول قرآن شريف ، پا روى حق مىگذارد ، و دانسته ، روبه باطل مىرود . شما خيال نكنيد اين افرادىكه دين اختراع كردند ، اين افرادىكه برضد اسلام كتاب نوشتند ، اين كسانىكه در برابر اسلام و روحانيت مكتب آوردند ، اينها نمىدانستند چه

--> ( 1 ) - ابوالعباس احمدبن عبدالحليم حرانى معروف به ابن‌تيميه از بزرگترين علماى حنبلى قرن هفتم و هشتم هجرى است . چون عقايدش مخالف افكار علماى اهل سنت معاصرش بود تكفير شد و به زندان افتاد ، سپس از شام به قاهره گريخت ولى در سال 712 به دمشق بازگشت و به زندان افتاد . وى به سال 728 در قلعة دمشق در زندان در گذشت . در عقايدش غلو مىكرد ، و دشمنى سختى با شيعه داشت . روايات رسيده دربارة خلافت و يا مهدى ( ع ) را تأويل ، تضعيف و رد مىكرد . در پاسخ كتاب منهاج‌الكرامه علامه حلى در خلافت ، كتابى نوشت به نام منهاج‌السنه كه از سوى برخى به منهاج‌البدعه موسوم گرديد - به‌الغدير ، ج 3 ، ص 148 و ج 5 ، ص 98 مراجعه شود . مرحوم علامه‌امينى سخت براو تاخته و مواردى از كتاب او را نقل كرده است . افكار و عقايد ابن‌تيميه و شاگردش ابن‌قيم جوزى سرمنشأ افكار تند خوارج گونه و هابيان امروز گرديد .